از حدود ۹۵ سال پیش انگلیسی ها در ایران نفت خام استخراج کردند و تا سال ۱۳۳۲ و ملی کردن صنعت نفت، فروش ما به صورت نفت خام بود و پالایشگاهی در کار نبود. ما تاکنون مشغول خام فروشی نفت بوده ایم، ولی نکته مهم این است که تا زمان رضاشاه پهلوی، نفت آنچنانی استخراج نمی شد و پول زیادی در کار نبود و از این جهت سهم زیادی در اقتصاد نداشت. ولی آرام آرام با جنگ جهانی دوم، اروپایی ها و آمریکایی ها تولیدات خود را افزایش دادند و احتیاج به نفت خام در صنایع و به خصوص صنایع خودرو بیشتر حس شد. به این صورت درآمد های حاصل از فروش، تواماً با بالا رفتن بهای آن افزایش پیدا کرد.
وارد شدن پول به اقتصاد، می توانست تولید را افزایش دهد. این افزایش در تولید فقط به صورت تولید وابسته پدیدار شد.
آمارهای مختلف در طول سال های متمادی حاکی از آن است که ما درآمد حاصل از فروش نفت را به عنوان مصرف، و نه به عنوان کمک به تولید، وارد اقتصاد خود کرده ایم.
خام فروشی و مضرات آن در دنیای کنونی بر هیچ کس پوشیده نیست اما آنچه که بهانه ای برای نوشتن این چند سطر شده است این است که آمار و ارقام ها چگونه می توانند پس و پیش شوند و اطلاعاتی را خلاف آن چه که در واقعیت رخ داده است را نشان دهند.
رئیس جمهور محترم در در روزهای گذشته در دیدار با جمعی از سفرای کشورهای اسلامی، از رشد ۷٫۴ درصد رشد اقتصادی ۶ ماهه نخست سال جاری خبر داد.
می‌توان با اعداد و ارقام بازی کرد و واگویه‌های جدید را به خورد مردم داد. اما به عنوان کسی که فقط الفبای اقتصاد را خوانده است به نظرم می آید اگر نرخ هدایت سرمایه توسط بانک‌ها و میزان رشد صادرات غیرنفتی ناشی از نرخ رشد ۷٫۴ درصدی را بررسی کنیم، متأسفانه آن اتفاقی که موردنظر است و می‌بایست رخ می‌داد، نیوفتاده است.

محاسبه نرخ رشد اقتصادی باید دقیق‌تر انجام شود چراکه وقتی در مورد نرخ رشد اقتصادی سخن می‌گویم باید اقتصادی صحبت کنیم رشد اقتصادی ۷ درصد باید بر سایر شاخص‌ها مانند نرخ بیکاری و اشتغال ، افزایش سطح رفاه عمومی ، از بین رفتن رکود و… نیز تأثیرات مثبتی بگذارد درحالی‌که اکنون نرخ بیکاری کشور ۱۲٫۲، نرخ بیکاری در جوانان ۲۶٫۱ درصد و ۲۲ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر افراد شاغل در کشور داریم که نشان می‌دهد نه‌تنها کاهشی نسبت سال قبل نداشته، حتی افزایش را نشان می‌دهد.
رشد اقتصادی اغراق آمیز مطرح شده توسط رئیس جمهور حاصل افزایش فروش نفت در ۶ ماه نخست سال جاری و گذشتن از مرز ۲ میلیون بشکه است اما رشد ، حاصل از تولید نبوده و حاصل از درآمد نفت است. بگذریم که بحث های زیادی هم در مورد وصول پول های حاصل از فروش نفت با توجه به تحریم های جدی در حوزه بانکی وجود دارد.
نرخ رشد اعلام شده ناپایدار است و حاصل یک تفییر و تحول یکباره در درآمدهای کشور است و به هیچ عنوان زیر ساخت های لازم برای تداوم آن وجود ندارد چنانچه نرخ رشد اقتصادی بر اساس گزارش‌های بین‌المللی، برای ایران در طول سال جاری میلادی ۰٫۶ درصد است که از آن به‌عنوان نرخ رشد مؤثر می‌تواند نام برد.

نداشتن صداقت و شجاعت لازم برای بیان حقایق موجود و برخورد های انتخاباتی و تبلیغاتی با آمارها و ارقام ها همواره مشکل اساسی مسئولین ما در مواجهه با مردم بوده است و این ضد فرهنگ در سیستم اداری ما جا افتاده و مردم نیز پذیرفته اند که دروغ گفتن مسئول امری طبیعی است!

هم رئیس جمهور می داند رشد ۷ درصدی یعنی چه و هم به طریق اولی وزیر اقتصاد!
اما آنچه باعث می شود دولتمردان ما به این آمارهای اغراق آمیز متوسل شوند و سراسیمه هر آمار و ارقام موقت و ناپایداری را در رسانه ها اعلام کنند وضعیت اسفبار اقتصاد کشور است.

تنها چند ماه تا انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است و دولت که وعده ترمیم اقتصاد را داده بود و بهبود معیشت مردم را به مذاکرات هسته ای پیوند زده بود دست خود را خالی از گلابی های برجام می بیند و پرداختن به موضوعات جنجال بر انگیزی چون کنسرت در یک ساله اخیر و ارائه آمارهایی اینچنین تنها دست و پا زدن در باتلاق مشکلات است.